!...برای تا ابد ماندن باید رفت, گاهی به قلب کسی , گاهی از قلب کسی
در پی درخواست و ز ی ر آ م و زش و پ ر و ر ش برای جداسازی کتاب درسی دختران و صغرا خانم فداکار
پسران ، داستان دهقان فداکار در کتاب درسی دختران به صغرای فداکار تبدیل شد.
*داستان جدید
صغرا خانم فداکار خیلی ناراحت شد اول خواست پیراهنش را در بیاورد به چوبدستی اش
ببندد به و آتش بزند، بعد یادش آمد که لخت می شود و اگر چشم مسافران نامحرم
به او بیفتد، خدا او را با چوبدستی اش در آتش جهنم می اندازد. بعد خواست چادرش
را استفاده کند که یاد موهایش افتاد. سپس متوجه شد لازم نیست مثل مردها به هر
بهانه ای لخت بشود، او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ریخت روی
چوبدستی اش و آن را آتش زد و چون دویدن برای زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار
رفت اما دیگر دیر شده بود و قطار با سنگ ها برخورد کرد و همه ی مسافران شهید
شدند اما صغرای فداکار دین و اعتقادش را زیر پا نگذاشت*
| Design By : Pichak |
